خدايا من از تو ميخواهم در آن آنچه تو را خوشنود كند و پناه مى برم بتو از آنچه تو را بيازارد واز تو خواهم توفيق در آن براى اينكه فرمانت برم ونافرمانى تو ننمايم اى بخشنده سائلان.

شب های قدر فرصتیست برای بندگی و نزدیکی هرچه بیشتر به پروردگار و این بندگی نیازمدن لوازمیست که بوسیله آنان بتوان روح خود را تعالی بخشیم و از فرصت بدست آمده در این شب ها کمال بهره و استفاده را ببریم، اعمال مشترک شب های قدر را در این گزارش بخوانید :

متن و تصویر گرافیکی دعای روز هفدهم ماه مبارک رمضان را همراه با تفسیر در این گزارش دریافت کنید.

امیر سیفی «معاون نیروی انسانی ارتش جمهوری اسلامی» خاطره جالبی را از عملیات بیت‌المقدس ۵ تعریف می‌کند که سرباز سنی مذهب باعث حک شدن این شب در ذهن او شده که پس از گذشت چندین سال هنوز فراموشش نشده است.

امام جمعه گنبدکاووس با تأکید بر ضرورت توجه به آبروی افراد در انتخابات توسط کاندیداها، گفت: نامزدهای انتخاباتی مراقب حق‎الناس باشند.

خوش ندارم که این شادمانی را با لباس های سیاه و غمگین ببینم، غم اگر هست برای بی بی جان حضرت زینب (س) باید باشد، اشک و اه و ناله اگر هست برای اربابمان ابا عبدالله الحسین (ع) باید باشد و اگر دلتان گرفته روضه ایشان را بخوانید که منم دلم برای روضه ارباب و خانم جان تنگ است.
عقیق :روزهای پس از عاشورا همواره یادآور نقش بی همتای حضرت زینب (س) در طول تاریخ است، او که در تمام  سالیان عمرش نبوت همراه با رافت، امامت توام با عدالت، مظلومیت آمیخته با کرامت و در آخر شهادت همراه با عزت را به چشم دید تا روزگار او را بسازد برای روزهای سخت تنهایی؛ که از ورای کوه‌های درد، عزتمندانه و پیروز «ما رایت الا جمیلا» را در گوش تاریخ فریاد بزند.

بانو مدفون دمشق است و برکت آن شهر و دیاری که امروز فتنه‌ها میانش برافروخته‌اند تا مردمانش اسلامی را که یک‌هزار و ۳۷۴ سال پیش آل‌رسول مصیبت‌ها را برایش متحمل شدند، به صندوقچه خاک‌گرفته تاریخ بسپارند.

اما مثل همیشه کسانی هستند که در مسیر پیشوایشان اباعبدالله‌الحسین (ع) گام بردارند و از دین خدا دفاع کنند؛ مانند آن‌هایی که مدافعان حرم نام گرفته‌اند و ندای «هل من ناصر ینصرنی» را لبیک گفته‌اند.
شهید رسول خلیلی یکی از همین انصار بود که به صورت داوطلبانه مدافع حرم بانوی دمشق شد و جنگید تا آنجا که در چهاردهم محرم به دست گروهک تکفیری در سوریه با ضرب گلوله به شهادت رسید.
اواسط شهریور ماه بود که تصمیم به رفتن گرفت، وصیتنامه اش را هم نوشت و به رسم امانت به پدر سپرد تا اگر دیگر برنگشت دستخطی برای آن ها به یادگار گذاشته باشد. از زیر قرآن رد شد و رفت و از همه چیز دل کند و مادر و پدر و برادر برایش آروزهای خوب کردند.
شب سیزدهم محرم با خانواده اش تماس می گیرد و از برگشتش خبر می دهد. مادر خانه را آب و جارو می کند و به همه خبر می دهد که فردا رسولم بر می گردد ولی درست یک روز مانده به برگشت در نزدیکی حرم حضرت رقیه (س) به درجه رفيع شهادت نائل می شود.
حالا هفت روز از شهادت رسول خلیلی این جوان 25 ساله گذشته و پدر و مادرش بنا به وصیت او لباس مشکی به تن نکرده اند و “الحمدالله” ورد زبانشان شده است. خوشا به سعادتشان که در این روزهای ایام عزاداری اباعبدالله پسرشان شهیدِ دفاع از حرم عقیله بنی هاشم شد.
آنچه در ادامه می آید متن وصیت نامه شهید رسول خلیلی است که توسط خانواده او در اختیار رجانیوز گذاشته شده است.
بسم الله الرحمن الرحیم
سوره آل عمران آیه 195
“فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ”
آنان که از وطن خود هجرت کردند و از دیار خود بیرون رانده شدند و در راه خدا رنج کشیدند جهاد کردند و کشته شدند، همانجا بدی های آنان را می پوشانیم و آنان را به بهشت هایی که زیر درختان آن نهرهای اب جاری و روان است، داخل می کنیم و این پاداشی است از جانب خدا.
با نام و یاد خداوند رحمان و رحیم و مهربان که در حق بنده حقیر از هیچ چیزی کم نگذاشته است و سلام و دورد به محضر صاحب العصر و الزمان (عج) و روح پاک امام راحل (ره) و رهبر عالم تشیع و اسلام قائدنا آیت الله سید علی خامنه ای (مدظله العالی) و روح پاک تمامی شهدای اسلام به خصوص سیدالشهداء ابا عبدالله الحسین (ع) که جان ها همه فدای آن بزرگوار.
به موجب آیه شریفه “کل نفس ذائقه الموت” تمامی موجودات از چشیدن شربت مرگ ناگزیر بوده و حیات ابدی منحصر به ذات اقدس باری تعالی می باشد.
این دنیا با تمامی زیبایی ها و انسان های خوب و نیکوی آن محل گذر است نه وقوف و ماندن! و تمامی ما باید برویم و راه این است. دیر یا زود فرقی نمی کند؛ اما چه بهتر که زیبا برویم.
پدر و مادر عزیزم که سلام و درود خداوند بر شما باد
از شما کمال قدردانی را دارم که مرا با محبت اهل بیت (ع) و راه ایشان و در کمال صبر و عاشقانه بزرگ کردید و همیشه کمک حال من بوده اید. از شما عذرخواهی می کنم و سرافکنده ام که فرزندی خوب برای شما نبودم و در حق شما آنچنان که باید خوبی نکرده ام. از شما می خواهم که مرا حلال کنید.
در حق این فرزند حقیرتان دعا کرده و از خداوند بخواهید که او را ببخشد و این قربانی را در راه خود بپذیرد. می دانم که شما ناراحت نیستید؛ زیرا هیچ راهی بهتر از این نیست و این را شما به من آموخته اید و این همیشه آروزی دیرینه من بوده که خدا عاقبت مرا با شهادت در راهش ختم به خیر گرداند.
خوش ندارم که این شادمانی را با لباس های سیاه و غمگین ببینم، غم اگر هست برای بی بی جان حضرت زینب (س) باید باشد، اشک و آه و ناله اگر هست برای اربابمان ابا عبدالله الحسین (ع) باید باشد و اگر دلتان گرفته روضه ایشان را بخوانید که منم دلم برای روضه ارباب و خانم جان تنگ است.
اما چه خوشحالی بالاتر از اینکه فدایی راه این بزرگواران شویم. پس غمگین نباشد.
برادر عزیزم
مرا حلال کن و ببخش ، می دانم که در حق تو هم کوتاهی کردم، برایم دعا کن و مرا نیز حلال کن، خدا را سرلوحه کارهای خود قرار بده. از خداوند می خواهم همیشه کمک حال تو برادر عزیزم باشد. دعا برایم یادت نرود.
از فامیل، همبستگان نیز می خواهم که مرا حلال کنند و ببخشند و برایم دعا کنند.
رفقا، دوستان و همکاران و همنشینان عزیرم
که شاید بیشترین اوقات زندگیم را در کنار شما بوده ام، خداوند را شاکرم که در رفاقت هم به من لطف عطا کرده که دوستان و هم نشینانی به خوبی شما دارم تا تکمیل کننده و یاری دهنده من باشید.
شما همگی می دانید من راه خود را انتخاب کردم و این راه را دوست داشته و دارم و خیلی از شماها هم کمک کننده من بودید از تمامی شما عذر می خواهم که رفاقت را در حق شما تمام نکرده و ملتمسانه خواهانم که مرا عفو کنید و حلالم کنید.
مرا ببخشید، برایم بسیار دعا کنید و در روضه های ارباب و مجالس عزاداری اهل بیت (ع) مرا فراموش نکنید.
من خود را در حد و اندازه ای نمی بینم که برای کسی نصیحت و پندی داشته باشم و اگر ما دنبال پند و نصیحت باشیم چه بسیار است. فقط می خواهد چشم بینا و گوش شنوا.
خنک آن روز که پرواز کنم تا بر دوست
به امید سر کویش پر و بالی بزنم
من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم
آن که آورد مرا باز برد تا وطنم
مرغ بال ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
پناه می برم به خداوند مهربان و از او می خواهم که بر من سخت نگیرد.
شب اول قبر دعا برایم را فراموش نکنید رفقا
و من الله التوفیق
العبد الحقیر محمد حسن خلیلی (رسول)
لازم به ذکر است مراسم هفتم این شهید بزرگوار عصر سه شنبه 5 آذر ماه از ساعت 15 الی 17 در مسجد پیامبر اعظم (ص) واقع در شهید محلاتی برگزار می شود.

متن وصیت نامه شهید رسول خلیلی

متن وصیت نامه شهید رسول خلیلی

متن وصیت نامه شهید رسول خلیلی

منبع: رجا نیوز

متن وصیت نامه شهید رسول خلیلی

«شهید مدافع حرم» کلیدواژه‌ای است که این روزها زیاد می‌شنویم؛ اما شاید تعداد کمی از ما از نزدیک از اوضاع آن‌ها باخبر باشیم؛ بخصوص اگر این شهیدان از توابع کشورهای دیگر باشند.

به گزارش پاسرو به نقل از افکارخبر،مدافع حرم، شهادت و لشکر فاطمیون. این روزها که تابوت پشت تابوت شهدای افغان به کشور بازمی‌گردند، بیشتر این اسم‌ها در کنار هم به گوشمان می‌خورند.

«فاطمیون» نام لشکری است که شیعیان افغان به عشق دفاع از حرم حضرت زینب (س) و جانماندن از قافله شهدا راه انداخته‌اند و حالا با شهادت برخی از این شهدای افغان، خانواده‌های آن‌ها اوضاع خوبی ندارند اما ظاهرا شایعات و حرف های تلخی که برخی رسانه های عربی و غربی برای این مجاهدین منتشر می کنند درد اصلی خانواده‌های این رزمنده ها و شهداست.

سید علی، یکی از همین رزمنده‌های افغان است که تا به حال سه بار برای دفاع از حرم راهی سوریه شده است و از نزدیک از حال و روز خانواده‌های این شهدا خبر دارد. خانواده‌هایی که به جز داغ شهادت پسر و همسر و پدر، باید داغ زخم زبان ها را هم تحمل کنند. پای دردل سید علی یا به قول خودش ابوامیر می‌نشینیم تا او از مظلومیت‌های این رزمنده‌ها و خانواده‌هایشان بگوید.

اول از همه از اوضاع مالی خانواده‌های شهدا می‌پرسیم. «خانواده‌های افغانی مشکلات مالی زیاد دارند؛ به خصوص کسانی که فرزندانشان مفقودالاثر شده‌اند. الان من خانواده‌ای می‌شناسم که دو فرزندش مفقودالاثر شده‌اند شما در نظر بگیرید در فروردین‌ماه یکی از پسرهای خانواده مفقودالاثر می‌شود و هیچکس به این خانواده سر نمی‌زند. با این حال تابستان امسال برادر دیگر به جبهه می‌رود و او هم مفقودالاثر می‌شود و برادر سوم هم برای رفتن به سوریه پرپر می‌زند.»

ما برای دفاع از اصل اسلام می‌جنگیمشاید همین وضع معیشتی نامناسب دلیلی می‌شود که برخی گمان کنند انگیزه این افراد فقط و فقط انگیزه‌های مالی باشد. سید علی اینگونه به این شایعه پاسخ می‌دهد: «به نظر شما عقلانی است که یک آدم برای پول جان خود را به خطر بیندازد؟ ما الان دکتر و مهندس افغان داریم که در خط مقدم می‌جنگند. بیشتر این بچه‌ها فقط برای عقیده‌شان به سوریه رفتند. حتی من می‌گویم این‌ها برای دفاع از حرم نرفتند؛ برای دفاع از اصل اسلام رفتند.

چون دشمن که الان نزدیک حرم نیست؛ اما اصل اسلام در خطر است و بچه ها برای دفاع از این اصل راهی جبهه های سوریه شده‌اند. کسانی که می‌گویند این اتباع برای پول به سوریه می‌روند، بیایند به اوضاع جانبازان ما نگاهی بیندازند که دیگر نه کاری می‌توانند بکنند نه بیمه‌ای دارند که بتوانند خرج درمان خود را بدهند. این شایعه انگیزه مالی را با دلایل خیلی ساده می‌توان رد کرد.»

ما در جبهه دفاع مقدس هم حضور داشتیم شایعه دیگر به بعد از شهادت این رزمنده‌ها و اوضاع روبه‌راه خانواده‌هایشان بعد از شهادت مرد خانواده برمی‌گردد. «بارها به من گفتند: شما برای نوکری ایران به سوریه می‌روید.

ایران برای شما کاری نکرده.» ما از یک طرف از این حرف‌ها زیاد شنیده‌ایم؛ از طرف دیگر این شایعات. اما از این دیدگاه به این شایعات نگاه کنید شما چقدر حاضری بگیری تا انگشتت قطع شود؟ یا حاضری انگشتت را در برابر 100 میلیون تومان بدهی؟ ما برای منافع مالی به سوریه نمی‌رویم؛ اما قطعا ما هم مثل بقیه مردم نگران خانواده خود هستیم و نسبت به آن مسئولیت داریم.

در اسلام هم به معیشت خانواده تذکر داده شده است. من خودم وقتی به جبهه می‌روم به این قضیه فکر می‌کنم که بعد از من خانواده‌ام بی‌سرپرست نمانند. بالاخره کسانی که می‌روند یک چشم امیدی دارند که در یک نظام اسلامی در نبود آن‌ها خانواده‌اش دچار فقر و فلاکت نمی‌‌شوند.

خود من الان چهار تا بچه دارم. دلخوشی‌ام این است که در یک کشور اسلامی هستند و در صورت شهادت من بی‌سرپرست نمی‌مانند. ما فقط نگران بی‌سرپرست شدن خانواده‌های خود هستیم وگرنه از نظر مالی شهادت ما، وضع خانواده‌هایمان را خوب نمی‌کند.» خانواده ابوامیر تا به حال دو بار در سوریه شهید داده است. «بار اول که به عملیات اعزام شدیم، چهار نفر رفتیم اما فقط دو نفرمان برگشت.

برادر خانم و برادرزاده من در این عملیات شهید شدند.»سوریه تنها سنگری نبوده که سید علی و خانواده‌اش در آن حضور داشته‌اند. رزمنده بودن در این خانواده سابقه دارد. «پدر، برادرها و دایی‌های همسر من در حمله طالبان به سفارت ایران در کنار دیپلمات‌های ایرانی شهید شده‌اند. اقوام ما در جنگ ایران و عراق هم حضور داشته‌اند. پسرخاله مادر من در یکی از عملیات ها جانباز شده است.

با این حال نه من نه همسرم هیچ وقت گلایه‌ای نداشتیم و معتقدیم همه این‌ها خواست خداوند است.»ما در افغانستان مجرم هستیم!مدافع حرم بودن برای امثال سیدعلی گاهی اوقات خیلی گران تمام شده است. «خب این خیلی دردناک است که برادر شما مفقود شده باشد و به تو بگویند ولش کن برای پول رفته! خب این حرکت‌ خانواده‌ها را عذاب روحی می‌دهد.

این بحث‌ها بین مردم زیاد است. این‌ها خیلی برای این خانواده ها گران تمام می‌شود که فرزند و همسر خود را در این راه از دست بدهند و تازه سرکوفت هم بشنوند. مردم از یک طرف و برخی مسئولین از طرف دیگر بر زخم این خانواده‌ها نمک می‌پاشند.

این در حالی است که این کار ما از نظر دولت افغانستان جرم محسوب می‌شود و از این لحاظ تحت تعقیب هستیم و اگر به افغانستان برگردیم به حداقل 20 سال زندان محکوم می‌شویم.

یعنی ما یا باید به کشورهای اروپایی برویم یا در همین ایران بمانیم راه دیگری نداریم.»شهید افغان که خانواده‌اش در سوئیس هستند ابو امیر می‌گوید که شهدای افغان برخلاف تصور نه بی‌سواد هستند نه بی‌پول؛ فقط عشق است که آن‌ها را مدافع حرم می‌کند. برای این حرفش سند هم می‌آورد: «یکی از شهدای افغان هستند که خانواده او در سوئیس هستند و با اینکه پذیرش مهاجر در سوئیس خیلی راحت نیست؛ اما این خانواده اقامت داشتند.

مادر و همسر و فرزندانش همه در این کشور هستند؛ اما خودش را فقط عشق مدافع حرم بودن به ایران می‌کشاند و از آنجا هم به سوریه می‌رود و شهید می‌شود. وضعیت مالی «نقیب‌الله هزاره» در بهترین شرایط بوده و هیچ احتیاج مالی نداشته؛ اما الان در بهشت زهرا در قطعه شهداست. پدر و مادر پیرش هم فقط به خاطر اینکه مزار پسرشان اینجاست، به ایران آمده‌اند.

ما در بین شهیدان خود، افراد تحصیلکرده هم زیاد داریم. مثلا خانواده «شهید فاتح» همگی تحصیلکرده هستند. خود شهید هم تحصیلات دانشگاهی داشت هم طلبه بود. «شهید صابری» هم دیگر شهیدی است که هم تحصیلکرده بودند هم تک فرزند خانواده بودند.

شهید صابری کسی بود که حرف‌های آخر او موقع شهادت در فضای مجازی هم پخش شد و بازخوردهای زیادی هم در بر داشت. جمله معروف این رزمنده در آخرین لحظات شهادتش این بود که «خدایا ترس از من مرگ و شهادت نیست؛ ترسم از این است که که نتوانسته‌ام بندگی تو را به جا بیاورم.»

برخی شاهدان و همین‌طور دختر شیخ زکزاکی که در مشهد است، از زنده بودن رهبر شیعیان نیجریه خبر داده‌اند، اما هیچ‌کس اطلاع قطعی از وضعیت وی ندارد.

در عصر حضرت موسی(ع) روزی ابلیس نزد آن حضرت آمد و گفت: می‌خواهم هزار و سه پند به تو بیاموزم...

شهید ایمان خزائی‌نژاد یکی دیگر از رزمندگان مدافعان حرم بود که در مبارزه با تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید.

چه شد كه وهابيان پس از تخريب بقاع بقيع، صورت قبور امامان و برخي از صحابه و تابعين‌ را حفظ كردند؟ چرا وهابيان اين بخش بقيع‌ را مانند قسمت هاي ديگر بقيع‌ صاف نكردند؟

محافل باشکوه انس با قرآن کریم با حضور قاریان برجسته و ممتاز کشوری و بین المللی و با همراهی جمعی از قاریان، حافظان، موذنین و مرتلین برتر استان های گلستان و مازندران به میزبانی شهرستان بندرگز برگزار شد.